محمد رضا واليزاده معجزى

50

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

مىدانيد كه طوايف و ايلات لرستان و خوانين آنها قدرت مساوى ندارند و آن طايفه كه قويتر و زورآورتر است از ستمگرى نسبت به طايفه ضعيف‌تر اجتناب ندارد . بنابراين نمىتوان عقيده داشت كه عموم طوايف لرستان و خوانين آنها مايل به ادامه هرج‌ومرج باشند . من اطلاع دارم كه اهل خرم‌آباد پيش از حركت قواى غرب شبها و روزها جلساتى داشته و خيال داشته‌اند كه از دست اشرار لرستان بكلّى شهر خرم‌آباد را ترك و جلاى وطن نمايند ؛ زيرا اخيرا اشرار وقاحت را به جايى رسانيده بوده‌اند كه كوچ بار آنها در ميان باغهاى باطراوت اطراف شهر مدتها متوقف [ شده ] اغنام و احشام آنها ساق و برگ و پوست درختها را مىخورده‌اند و خودشان ميوه‌ها را . درختها را از ريشه قطع و به مصرف سوخت مىرسانيده‌اند و اموال و چهارپايان اهالى خرم‌آباد « 1 » را از يك مترى پشت حصار شهر مىربوده‌اند و آنها از ترس اشرار شبها با اسلحه در پشت‌بام خانه‌ها تا صبح بيدار مانده و پاس مىداده‌اند . آيا به نظر شما ممكن است آن طوايف ضعيف و مظلوم و اين شهرنشينان بدبخت قلبا مايل به ادامه چنين وضع ناهنجارى باشند و تا آخر عمر در همچو محيطهاى مسمومى دست و پا نزنند ؟ من با اين دلايل كه گفتم و دلايل ديگر كه احتياج به اقامه آنها ندارم مىتوانم به شما اطمينان بدهم كه اگر شما همين خوانين را به وعد و وعيد دلگرم و به مراحم دولت اميدوار سازيد خود و قيطول و طايفه‌شان حاضر به فداكارى در راه هدف شما خواهند شد . دلايل شريف الدوله منطقى بود و اگر امير احمدى دچار سوءظن نمىشد بايستى به راى و نظر او توجه مىكرد . « 2 » لكن امير احمدى به واسطه غرور نظامى ميل داشت لرستان بدون كمك و معاونت افراد چريك گشوده شود . اين بود كه در مقابل اظهارات شريف الدوله گرفتار يك نوع سوءظن شده و خيال كرد نظر والى غرض‌آلود است و با خود گفت : عجب اين آقاى حكمران مىخواهد كار دست ما بدهد . من تمام نيرويم را در راه گشودن دروازه لرستان به كار مىبرم و سربازانم را به كشتن بدهم ، بعد فلان خان قيافه بگيرد ؛ بگويد من بودم كه لرستان را فتح كردم و شريك افتخارات من بشود . اين بود كه قيافه‌اى حاكى از سوء ظن نشان داده به شريف الدوله گفت : اين قبيل جنگها فقط به وسيله نظاميان ديسيپلين‌شناس و منظم پيش مىرود نه با سواران چريك و بىانضباط . امير احمدى با همه هوش و فراستى كه داشت در اين مورد بخصوص ، بدون علت دچار سوءظن شد ؛ زيرا هراندازه كه او پشت دروازه‌هاى لرستان معطل مىماند شريف الدوله هم كه

--> ( 1 ) . اصل : آنها . ( 2 ) . اصل : كند .